پشت گوش تان را دیدید، پژمان را هم می بینید

نوری در سکوت کامل به سر می برد و نمی داند چه اتفاقی رخ خواهد داد. باشگاه با جدایی اش موافقت و بیانیه ای در تشکر از او صادر نموده. پژمان هم حرفی نزده و فقط دست به قلم گردیده و چند خطی در اینستاگرام نوشته.

پشت گوش تان را دیدید، پژمان را هم می بینید

به گزارش خبرنگاران ، امیر اسدی ، پژمان نوری را ملوان نخواست، در واقع فرهاد پورغلامی کاری کرد که کاپیتان، فرار را به قرار ترجیح بدهد، چمدان خود را ببندد و با یک پست اینستاگرامی از قوی سپید و طرفداران پرشمارش خداحافظی کند. چرایی جدایی پژمان نوری از ملوان را می توانیم در زمره اتفاق های تلخ فوتبال انزلی در چند سال اخیر قرار بدهیم. از مکالمه هایی که بین نوری و پورغلامی رد و بدل شد تا اعتقادی که سرمربی ملوان به پژمان نداشت، درست برخلاف همین چند فصل پیش که تیمش روی کاکل کاپیتان می چرخید.

پورغلامی وقتی به ملوان برگشت، عذر پژمان نوری را خواست و به مدیران باشگاه بیان کرد که نیازی به حضور کاپیتان فصل قبل ملوان ندارد. آن هم در شرایطی که نوری جزو موثرترین و کلیدی ترین بازیکنان ملوان در لیگ یک بود. در 37 سالگی و با کوله باری از تجربه. او حتی پرتلاش تر از بازیکنان جوان کار کرد، با دوندگی فراوان و جنگندگی مثال زدنی و انجام وظیفه رهبری تیم به بهترین شکل ممکن.

سرمربی ملوان مقابل همه وساطت ها ایستاد اما وقتی نام بهمن صالح نیا به میان آمد، نتوانست جوابنه به زبان بیاورد. نوری به ملوان برگشت، قرارداد خود را امضا کرد و در تمرین حاضر شد. فشار پیشکسوت ها و همچنین طرفداران ملوان، پورغلامی را فقط مجاب به بازگرداندن نوری کرد و نه استفاده از او در ترکیب ثابت. پورغلامی از همان روز نخست حضور نوری در تمرین، هیچ حسابی روی کاپیتان تیمش باز نکرد و نشان داد که پژمان، برای به دست آوردن فرصت بازی شانس بالایی دارد.

پورغلامی که دنبال بهانه می گشت، مدام با پژمان نوری بحث و مجادله کرد. نمونه اش بارها در تمرین ملوان و قبل از جدایی نوری رخ داد. جایی که پورغلامی از نوری می خواست کمتر با سایر بازیکنان صحبت کند و نسبت به عملکرد آن ها واکنشی نشان ندهد. اتفاقی که در همکاری های قبلی پورغلامی و نوری رخ می داد و سرمربی ملوان هرگز پژمان را به دلیل صحبت با سایر بازیکنان و غر زدن به شکل بازی آ ن ها تحت فشار قرار نمی داد و مواخذه نمی کرد.

آن هایی که پژمان نوری را از نزدیک می شناسند می دانند که او بخصوص در تمرین، بازیکنان جوان را هدایت می نماید، گاهی تند می رود، حرص می خورد و سرشان غر هم می زند اما هرگز توهین نمی نماید. پورغلامی در یکی دو ماه اخیر بارها نسبت به این حرکات واکنش نشان داد و به در گفت تا دیوار بشنود: من دوست ندارم هیچ یک از بازیکنان، حتی بزرگترها با جوان ترها حرف بزنند، آن ها را هدایت نمایند و در واکنش به عملکردشان غر بزنند.

این صحبت ها که چندین بار هم تکرار شد، پژمان نوری را به واکنش وا داشت. واکنشی محترمانه و بدون توهین. پژمان که می دانست منظور حرف های پورغلامی است، یک بار برای همیشه ساک خود را برداشت، بی سر و صدا تمرین را ترک کرد و دیگر در حسن رود آفتابی نشد. خداحافظی از ملوان، به بهترین شکل ممکن. طوری که هم احترامش حفظ شد و هم نشان داد به هر قیمتی نمی تواند باشد، بماند و کنایه های فرهاد پورغلامی را تحمل کند.

نوری حالا در سکوت کامل به سر می برد و نمی داند در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد. باشگاه با جدایی اش موافقت و بیانیه ای در تشکر از او صادر نموده. پژمان هم حرفی نزده و فقط دست به قلم گردیده و چند خطی در اینستاگرام نوشته. همین انتظار را از او داشتیم، اینکه دنبال زندگی اش برود و بیشتر از این کوتاه نیاید. برای کاپیتان ها، برای بزرگ ترها و برای اسطوره ها این بهترین اتفاق ممکن است. کاربرد این ضرب المثل بین گیلک ها رواج دارد، اینکه پشت گوش تان را دیدید، فلانی را هم می بینید. کنایه به اینکه وقتی تصمیم به رفتن گرفته، در تصمیمش پایمردی دارد.

9-یک

منبع: ایران ورزشی

به "پشت گوش تان را دیدید، پژمان را هم می بینید" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با پشت گوش تان را دیدید، پژمان را هم می بینید

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید